جدایی...

ساعت 11 شبه... زنگ می زنه می گه برادرشوهر برای آخر شب بلیط سینما گرفته... می آیی بریم... می گم اوکی.. بریم...

ساعت 12 که میاد... من دیگه حاضرم.. می ریم خونه مادرشوهر... همه جمع اند... برادرشوهر برای همه ساندویج همبرگر گرفته... شام رو می خوریم... پیاده به سمت سینما راه می افتیم...

دخترعموها و دختر جاری... خواهرشوهر با همسرش.. برادرشوهر و جاری دومی.. برای خودمون قشنگ یه سینما رو می گیریم..

سانسمون یک ربع به یک بود...

فیلم تاثیرگذاری بود... قشنگ بود... با حس آدم بازی می کرد...

ساعت 3 که از سینما میاییم بیرون... فقط ماییم و صدای تعریف و تمجید و گاها نقدمون از فیلم!!...

پی . اس: اما چرا من از فیلم درباره الی بیشتر خوشم اومد!!!!...

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سال نو مبارک خانومی...ما هم رفتیم سینما...اما سینما 3بعدی[نیشخند]

خاطرات من(غزل)

منم دوست دارم برم ببینمش. امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشی گلم وعموت هم سلامتشون برگرده[گل]

هستی

[قلب]سلام بانو جان دلم براتون تنگ شده بود[قلب] امیدوار سال خوبی داشته باشید [گل]

سولماز

سلام بانو جان سال نو مبارک انشالله سالی پر از خوبی داشته باشی و به همه ی خواسته هات برسی [گل]

نرم مثل حریر

سال نو مبارک.امیدوارم روزهایی شادوپیروزداشته باشید.

آلما

ما هم امروز میخوایم بریم البته نه سانس 1 شب[نیشخند]

مامان خانوم وبابا بهرام جون

سلام عزيزم عيدت مبارك خوبى خوشى ما بركشتيم ما هنوز بستى نذاشتم بستاى قبليتو همه رو خوندم راستى اخر فبلم درباره الى من نفهميدم جى شد دختر مرد توى اب دختر فرار كرد دختره جى شد ؟

من و هسملي

ديدگاها فرق ميكنه من از اين فيلم بيشتر خوشم آمد![چشمک]

خانم میم

وای من کی میشه بتونم رو پام واستم و برم سینما از روز دوم عید بی حال شدم و ویروس لعنتی از پا در آوردم تب شدید دارم و هیچ داروییی روم اثر نداره[ناراحت] دعام کن بانو......

رونالی

[لبخند]به به سینمای دسته جمعی کیف داره من ندیدم هنوز این فیلم رو لازم شد ببینمش