شب چله!

موبایلم رو بر می دارم و تند تند می نویسم و می فرستم برای سه تا خواهرا...

دارم غذا رو هم می زنم که خواهر دومی زنگ می زنه... می گه کیا میان؟؟... می گم تو اولین نفری که جواب مسیجم رو دادی... همون لحظه صدای زنگ اس ام اس میاد... می گم صبر کن یکی دیگه هم جواب داد.... خواهر سومی(تای قولم) پرسیده کیا میان؟؟...

خواهر دومی می گه من به مامان می گم من و تو فردا شب هستیم... می گم باشه...

خواهر اولی هم کلا سمت گوشیش نمی ره... مجبور می شم خودم زنگ بزنم... که اونم اوکی رو می ده....

شب که حامد میاد... می گه فردا شب خونه مامانم هستیم!!!!... می گم اااا چرا؟؟؟.. می گه دعوت کرده... گناه داره بریم که دورش خلوت نباشه... (به خاطر عملش)... می گم من امروز همه رو جمع کردم خونه مامان ... حالا بگم خودم نمیام؟ کتک رو خوردم نیشخند...

صبح می رم خونه مامانم... مامان و بابا هر دوشون در حال تدارکات برای شب هستن...

یکدومشون هندونه قاچ می کنه... اون یکی کدوها رو برای پخت حاضر می کنه...

منم دارم با دوستم در اون ور آبها چت می کنم... نیشخند

البته کلی سبزی اسفناج پاک شده شستم و بسته بندی کردم برای مامانم...

خواهر اولی با بچه ها  هم میان...

مامان غذای شب رو از صبح گذاشته تا نم نم بپزه... می خواد برنج خیس کنه... داره شمارش می کنه... آروم می گم من و حامد رو حساب نکن... یک دفعه همه برمی گردن سمتم... می گن یعنی چی؟؟؟.. نیستی شب؟؟؟... می گم شام می ریم خونه مامان حامد...

تا 9 شب هستیم... همه چی می خوریم.. به غیر از شام.. بعد هم خداحافظی می کنیم و می ریم به سمت خونه مادرشوهر...

اونجا هم همه هستن... مراسم انار خوردن و میوه و آجیل.. و در آخر حافظ خونی پدرشوهر ...

 

 

پی . اس: رمز پست خصوصی به علت اینکه خیلیا مشکل داشتن باهاش.. دوباره بر می گردونم به همون رمز اولی.. چشمک

پی . اس: ریحون هایم که متولد شدن... قلب

پی . اس: این یه عکس جا مونده بود.. کشک بادمجون تو دیگ مسی که مامانم بهم داده... خوشمزه

پی . اس: دیشب رفتیم هایپرسان... به نظرم شبیه هایپراستار.... برای شام هم رفتیم رستوران سان لیو... باید بگم غذاش عالی بود... هم رفتار گارسوناش خوب بود و هم خیلی سریع غذا رو اوردن... خوب بود و خوشمان آمد... تزیین غذاها و پیش غذاها دقیقا مثل عکس ها بود... تمیز و خوشگل... لبخند

سوپ کرفس...

 

سالاد سزار...

من .. رست بیف فرنچ دپ خوردم..

حامد هم شقاب میکس مرغ خورد..

امتحان کنید ... خوشمزه است...

/ 50 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

اووووه من اقندر سرم اومده این بلا قول دادم خونه مامانم اینا و جوجو اومده بهم گفته قول داده خونه مامانش اینا.. معمولاَ باهام هماهنگ میکنه و منم همینطور.. و همیشه وقتی من هماهنگ نکنم اونم از شانس قول داده.. عجب کشک بادمجونی.. [خوشمزه] خسته نباشن مامان و بابای گلت

نیلوفر

اووووه من اقندر سرم اومده این بلا قول دادم خونه مامانم اینا و جوجو اومده بهم گفته قول داده خونه مامانش اینا.. معمولاَ باهام هماهنگ میکنه و منم همینطور.. و همیشه وقتی من هماهنگ نکنم اونم از شانس قول داده.. عجب کشک بادمجونی.. [خوشمزه] خسته نباشن مامان و بابای گلت

نیلوفر

ریحون هات چقدر ناز شدن عاشق دیدن رشد گیاهانم.. منم توی فروشگاه دیدم یه ظرف خیلی کوچیکش 10 هزار تومن بود شما اینا رو چند خریدین عزیزم؟

ملیکا

[ماچ] همیشه به شادی و خوشی عزیزم

ستاره بانو

به روزم بانو[گل]

سودا

من كه تا اطلاع ثانوي سعي ميكنم غذاي بيرون نخورم ...[چشمک]

ستاره بانو

حال و احوال بانو؟

مموی عطربرنج

وا؟پس چرا من فکر نکردم تو آپ نکردی این چند روزه؟چه یلدای پر باری داشتین دوستم! به به! اونا بالاییها کدوی حلوایین؟؟؟اووووووووومممممممممممم

غزل طلا

منم آپ شما رو ندیدم چرا؟[متفکر] وای دلم هوای شب یلدا کرد چه عروس ماهی هستی تو [قلب] راستی منم رمز ندارم [خرخون]