غذای بی اسم

ساعت ١١ شبه.. حامد می گه دارم میام.. همبرگر میارم.. سرخ کن.. بخوریم... می گم گشنه ای ؟؟؟... میگه چه جورم!!!....

همش ذهنم پیش غذایی که از جمعه تو یخچاله... تصمیم رو می گیرم...

اول سیب زمینی سرخ می کنم...تا سرخ بشه دو تا رون مرغی که داشتم رو همه رو تیکه تیکه می کنم...

بعد پیاز رو تفت می دم.. با یه عالمه ادویه ... مرغ ها رو می ریزم تو پیاز داغ و تفت می دم... خوشم اومده.. می رم سراغ فریزر.. طبقه وسط... معمولا چیزهای خوبی دارم.. مقداری جعفری و شوید خورد شده... مقداری نخود فرنگی.. چند تا دونه فلفل دلمه ای قرمز خوش رنگ... (که قبلا خورد کردم)...

حسابی که سرخ شد... غذام حاضره.. خداییش بهتر از اون همبرگر آماده شد...

حامد که حسابی سس فلفل تند می ریخت و با ایستک آلبالویی نوش جان می کرد...

 

پی . اس: مرغها رون بود.. حامد به هیچ عنوان رون نمی خوره... برای همین چند روز مونده بود... غذا هم برای همون مهمونی تولد بود که ما نرفتیم.. غذامون رو برامون فرستادن.. چشمک

پی . اس: پنجشنبه خونه خواهرشوهر دعوت شدیم... همراه با پسرعموی حامد و خانومش.. مژه

/ 39 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل اشیانه عشق

همسریه منم سینه نمیخوره!! نمیشه هم گولش زد.. حتی تو سالاد الویه هم نمیخوره.. همیشه باد میکنه رو دستم...

فیروزه

چه خوب و سریع ... بعدش آقا حامد فهمید که مرغا رون بوده یا نه؟!

خانم خانما

این سیب زمینی ها دیوونم کرد[خوشمزه] وقتی همسر آدم یه چیزایی رو نخوره ، ما هم مجبور به اختراعات و اکتشافات میشیم!

یلدا

ابتکارت حرف نداره..منم مرغای مونده رو ساندویج مرغ میکنم..تقریبا عین همین دستور توست اما من مرغ رو با کره میسرخم و با سیبزمینی سرخ کرده مخلوط میکنم..قارچ و مارچم داشته باشم میزنم..همسر با سس مایونزو خیارشورو سس تند گوجه مخلوط میدوسته[خوشمزه]

Persian Friends

در مواقع مشکلات چه راهکاری بکار می برید.

من:moji

خانم شما استاد عكسهاي خوشگل در پروفايلد.