خدا بزرگه

با مامان و بابا از بیرون اومدیم...

چراغ خونه همسایه روشنه... مامان صدا می زنه.. شوهرش میاد دمه در... می گه فرزانه خانوم بیداره؟؟.. شوهرش می گه بله بفرمایید...

مامان می گه میایی بریم دیدنش... می گم بریم...

دو تایی می ریم خونشون...

فرزانه روی تخت یک نفره... دراز کشیده و با هر حرکت از درد ناله می کنه...

لبخند می زنه ... می گه خوش اومدین...

می گم خانومی ما رو به خدا رسوندی...

می گه در عرض 5 دقیقه اینطوری شدم... حالم خوب بود.. یک لحظه احساس کردم حالت تهوع دارم... همین که بلند شدم انگار آب یخ روم خالی کردن ... یه چیزی تو گلوم بود و نمی تونستم حرف بزنم.. می گه دیگه هیچی نفهمیدم... فقط یه لحظه تو بیمارستان شنیدم که یه دکتر به دکتر دیگه گفت این موندنی نیست برای خودت دردسر درست نکن!!!... قبولش نکن.....

گفت ضربانم 8 بوده... دکتر گفت فقط قلبت کار می کرده...

که دیگه مادرش زنگ می زنه به دکتر زنان خودش و دکترش از بیمارستان خواهش می کنه که پذیرش کنن چون اصلا امکان انتقال به یه بیمارستان دیگه وجود نداره...

تا یک شنبه تو آی سی یو بوده .. بعد خدا رو شکر بهتر شده و اوردنش تو بخش... بعد هم خودش خواسته و دکتر ترخیصش کرده و اومده خونه....

گفتم بهتری ؟؟.. گفت من دیگه همه چی رو امتحان کردم.. آب از سرم گذشته دیگه... گفتم اول از همه سلامتی خودت مهمه.... خدا رو شکر کن که تونستی از بیمارستان مرخص بشی...

امروز مادرش می گفت به سینه هاش شیر اومده ... داره اذیت می شه...

خدایا به بزرگیت قسم ارامش بده به دل و زندگیش ....

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

خدا بهش صبر و سلامتی بده. واقعا سخته.

رضوان

ایشاله خدا خودش شفاش بده و به دلشم آرامش بده که بنده خدا تو بد شرایطیه.

عاطی

خدا رو هزار مرتبه شکر که خودش سالم ایشالا خدا بهش آرامش بده

زهرای روزهای خوب پاییزی

باز خداروشکر حال خودش خوبه و سرپاست...ایشالا خدا یه راهی جلوی پاش بذاره تا اینم به زودی طعم خوب مادری رو بچشه

قاصدك

واي بانو .. تو از اين همسايه ميگي و من وجودم آتيش ميگيره از رنجي كه كشيده .. خدا الهي هميشه براشون سلامتي بخواد ..

sara_ghm

طفلکی...خدا بهش آرامش بده تا بتونه کنار بیاد با این قضیه،خدا به جوونیش رحم کرد...

ویدا

خیلی برای همسایتون ناراحت شدم بانو خیلییییییییییییییییی ناخوداگاه یاد این جمله افتادم گاهی نمی شود که نمی شود

آبانه

چند روز کلی به یادشون بودم خدا رو شکر که حالشون خوبه حتما یه حکمتی تو کار خدا بوده

مهسا

خداروشکر که سالمه.خداروشکر