یه روز شلوغ

از خیلی وقت پیش می دونستیم که این شنبه ... روز شلوغی خواهد بود برامون!!...

چون کارمون تو حیطه طرح ترافیک بود ... اینترنتی طرح خریدیم...

صبح ساعت نزدیک 8 بود که رفتیم از خونه بیرون... اولین کارمون قرار دکتر غدد داشتیم... وقتی وارد مطب شدیم... هیچ کس نبود و این با اون چیزی که تو ذهنمون بود کلی فرق داشت... انتظار مطب شلوغ رو داشتیم...اول فکر کردیم که دکتر نیومده.. وقتی از منشی پرسیدیم گفت نخیر آقای دکتر از ساعت 6 و نیم هستن!!!.... که این خبر کلی خوشحالمون کرد....

دکتر بعد از معاینه گفت غده سمت راست کاملا آب شده... ولی سمت چپ هنوز زمان می بره.. قرص بعدازظهر رو برام حذف کرد.... بعد که از اتاق دکتر اومدیم بیرون دیدیم چه شانسی اوردیم که زود اومدیم... 4 - 5 نفر نشسته بودن...

کار دوممون از نظر مسافت خیلی نزدیک مطب بود.. اونجا هم کارمون انجام شد و در  نهایت دیدیم ساعت تازه 9 و نیمه و ما تا کار سوممون که قرار ساعت 1 داشتیم کلی وقت داریم...

10 ماهی می شد که آخرین چک قسط ماشینمون پرداخت شده بود و ما هنوز دنبال سندش نرفته بودیم.. دیدیدم وقت داریم رفتیم و سند رو از نمایندگی گرفتیم.... دو سه تا بانک مختلف هم کار داشتیم که اونا هم انجام شد...

با این حال هنوز ساعت 11 بود ...

حامد پیشنهاد داد بریم خونه مادرش... نون بربری گرفتیم و رفتیم خونشون... کلی خوشحال شدن... برادرشوهر برامون تخم مرغ درست کرد و با نون بربری و آب میوه خوردیم که حسابی چسبید...

برای قرار سوم راستش یه کمی دلشوره داشتم.... و همین موجب شده بود که کمی ناراحت باشم...

ساعت هنوز به یک مونده بود که رسیدیم ... خلوت بود و حامد می گفت چقدر زشت که زود اومدیم.. اما فهمیدیم که کاملا به موقع اومدیم و یک ربع بعدش نوبتمون شد...

خوب خدا رو شکر این یکی هم کلی خیالمون رو راحت کرد...

ساعت 2 بود که همه کارهامون تموم شده بود ... (در صورتی که فکر می کردیم تا غروب طول بکشه... ) برای ناهار رفتیم رستوارن ا*میر..

شب هم خونه پدرشوهر دعوت داشتیم...

که حسابی خوش گذشت در کنار خانواده حامد...

روز شلوغمون ساعت 12 وقتی که وارد خونمون شدیم تموم شد... حامد می گفت دلم برای خونمون تنگ شده بود... :دی

 

پی . اس: یه سوال !!!... برای تمدید مجدد کارت ملی باید کجا رفت؟؟؟... دیروز تو بانک متوجه شدم یک ماه از اعتبار کارت ملیم گذشته!!!... خنثی

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

خانومی یه بار تی وی اعلام کرد که اگه مهلت اعتبارش تموم شد اقدامی نکنید چون خودشون همه رو تا 94 اعتبار دادن. خداروشکر که کاراتون انجام شد.سحرخیز بودن روز آدمو میسازه

مامان بردیا

بانو جان کارت های ملی رو خودشون تمدید کردن و اگه احتیاج به تمدید باشه اعلام میکنند.

زهرا

ماله منم کارت ملیم اعتبارش تموم شده اما تا جایی که میدونم با عوض شدنه شناسنامه ها کارت ملی و شناسنامه یکی میشه عزیزم ...خداروشکر که همه چی ا کی بوده

خانوم گلی

بانو جون ما هم هر پنجشنبه مون همینطوری شلوغه.از 9 صبح شروع میشه به 2-3نصفه شب ختم میشه! [نیشخند]ولی خوب خیلی مزه میده. ایشالا همیشه لبتون خندون و دلتون شاد باشه[قلب]

نیلوفر

سحر خیز بودین و حسابی هم کامروا شدین خدا رو شکر میگم تو از اون زرنگا بودی ها... کی کارت ملی گرفتی که اعتبارش تموم هم شده.؟؟ ما تا سال 94 اعتبار داریم. تازه فکر میکردیم ما از اون زرنگاش بودیم نگو ته کلاس جا مون بوده [نیشخند]

آمارین

این زود بیدار شدن خیلی خوبه ادم به کارش میرسه به شرطی که جاهایی که کار داری هم بیدار باشن. الان که اکثر شغلای آزاد تازه ساعت 10و نیم میان سرکاراشون. مگه کارت ملی رو باید تمدید کرد؟ فک نکنما[نیشخند]

دختر ميلان

اينجاست كه ميگن سحرخيز باش تا كامروا باشي ها ؛) من كه نه كارت ملي دارم نه گواهينامه !

بیتا

کارت ملی تا سال 94 خود به خود تمدید شدن! از اخبار شنیدم!

هلیا

افرین خوب به همه کار رسیدین ها