بی خوابی

دو شب پیش بود...

طبق معمول ساعت 12 رفتیم که بخوابیم...

طبق معمول!! شب بخیر گفتم و شروع کردم به کتاب خوندن...

اما... حامد نمی خوابید... خوابش نمی اومد...

گفتم می خوایی کتاب بخونی؟!!... گفت نه.. می خوام موزیک گوش بدم...

رفت و موبایلش رو اورد با هندزفری و برای نیم ساعت فقط آهنگ گوش کرد... و من دوباره کتاب خوندم...

اما باز هم خوابش نرفت...

برگشتم سمتش و تو تاریکی نگاش کردم... یکی از گوشی رو از گوشش دراورد و گذاشت تو گوشم... چند تا آهنگ رو با هم گوش کردیم....

اما چشمامون از قبل بازتر شده بود!!!!...

حرف زدیم و درد دل کردیم..

ساعت از 1 و نیم هم گذشت...

بلند شد و رفت دبلیوسی.... بعد دیدم چراغ اشپزخونه روشن شد و صدای ظرفی از داخل یخچال اومد...

خودم رو گوله کردم سمت آشپزخونه!!!... گفتم چی می خوایی بخوری؟!!!

خندید ... گفت می گم شاید گرسنه ایم که خوابمون نمی بره؟!!!!....

تو دستاش کرم کارامل بود... با هم خوردیم!!

دوباره رفت سر یخچال ... کاسه سوپ رو اورد بیرون... نگاش کرد و گفت وایی که چقدر این سوپه خوشمزه شده بود...

شروع کرد به خوردن... من کمی نگاش کردم... کمی از کرم کارامل خوردم...

اما نهایتا طاقت نیوردم...

و سوپ هم خوردم....

دوباره رفت سریخچال!!!!...

گفتم بی خیال هنوز سیر نشدی!!!!...

شیر برداشت با خرما....

اما من دیگه رضایت دادم...

ساعت از 2 گذشته بود که دیگه به خواب رفت...

اما من هنوز داشتم کتاب می خوندم!!!....

 

پی . اس: بعد از سرماخوردگی من... حامد تب کرد و سرما خورد... حال اون از من بدتر شد... براش سوپ ماهیچه درست کردم... فوق العاده خوشمزه شده بود... خوشمزه

/ 52 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیوا

الان منم رمز بخوام میدی؟یا این رمزا مال اشناهاست؟

شیوا

sahar0sh@yahoo.com تو رو موندی؟![نیشخند]

شیوا

هیچی فک کردم تو رو دربایستی موندی!!!!فک کردم راغب نیستی که مثلا به هر کسی رمز بدی! نه من مامان هیچکی نیستم مجردم![نیشخند]

ویرجینیا

[زبان] پس منم نصفه شبا خوافم نمی بره برم سر یخچال :) شاید خوابم برد عزیزم معلومه که هر غذایی درست کنی بسی خوشمزه است :) و دل ما آب می شود :) ایا رمز عوش شده است ؟[نگران]

خواننده خاموش

سلام. آیا از «پانیذ» خبری دارید؟ حتما از اتفاقی که برای وبلاگ ایشان افتاده است با خبر هستید. تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که صدای مظلومیت ایشان را دوباره زنده کنم. لطفا با کمک دیگر دوستان وبلاگی، این بلاگ را لینک فرمایید و به دوستان خود توصیه کنید که همین کار را کنند شاید از این طریق کسی بتواند خبری از او بگیرد. بیایید وبلاگ ها فقط محلی برای قصه گویی نباشد. بیایید اگر کاری برای هم می توانیم انجام دهیم کوتاهی نکنیم و بدانیم در مواقعی که نیاز به کمک داریم، به یکدیگر کمک خواهیم کرد. این وبلاگ را لینک بفرمایید: panize65.blogfa.com و اگر خبری از پانیذ داشتیم به دیگران اطلاع دهیم. اگر تمایل دارید در این صفحه لینک بشوید لطفا در قسمت نظرات آدرس و نام وبلاگتان را ارسال بفرمایید. شاید از طریق این ارتباطات خبری از ایشان دریافت کنیم. ممنون

آرنیکا

بانو جونم میخوام دونه دونه از دوستام خداحافظی کنم ... امیدوارم که همیشه زندگی به کامت باشه و موفق باشی ... ممنون که تو غصه هام همراهم بودی... اگه ناراحتت کردم منو ببخش ..قدر خودت و سلامتیت رو بدون ... حلالم کن عزیزم... خدا نگهدار

آرنیکا

بانو جونم میخوام دونه دونه از دوستام خداحافظی کنم ... امیدوارم که همیشه زندگی به کامت باشه و موفق باشی ... ممنون که تو غصه هام همراهم بودی... اگه ناراحتت کردم منو ببخش ..قدر خودت و سلامتیت رو بدون ... حلالم کن عزیزم... خدا نگهدار

نشميل

واي كه چقدر غذاي نصفه شب مزه ميده دختر عمو باز يادت رفت به من رمز بدي كه

عسل

همیشه میخونمت ولی خونه جدیدمون نه ای دی اس ال جواب میده نه وایمکس با گوشیم وصل میشم با قالب قبلی مشکل داشتم پیامام ثبت نمیشد

عسل

سلام بانو جان من پیامم نصفه اومده من رمز ندارم رمز قبلی رو هم ندارم