علی اصغر..

 

فکر نمی کردم امسال نوبت من باشه که توی اون جمعیت یکی از مادران بچه به بغل باشم...

اما خدا خواست و با پسرم راهی همایش شیرخواران شدیم..

نذر مامانم بود...

لباس براش گرفتیم...

رفتیم مصلی .. بین اون همه جمعیت... پسرم شد یه علی اصغر...

انشالله خدا قبول کنه از پسرم...

...

واکسن 4 ماهگی زده شد.. دو روز کمی تب کرد... اما بعد دیگه خوب شد...

دنیا دنیا لبخندهایش رو با هیچ چیزی عوض نمی کنم...

/ 16 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفرين

[گل]

آمارین

ای جونممم. قبول باشه[قلب] نینی ما هم پس فردا واکسن داره. نگرانم خیلی[ناراحت]

یلدا

سلام.. قبول باشه ..ایشالا علی اصغر کوچک نگهدار همه طفلای دنیا باشه..مخصوصا محمدحسین کوشولوی مارو.. هوبی هنوز هم هست..اما نه با طعم قدیم[ناراحت]

.......

دعا کن سال دیگه نوبت من باشه

طنین

سلام عزیز دلم خوبی..پسر گلت چطوره..روی ماهشو ببوس..نی نی ما هم الان ۱۲ روزشه و فعلا در دوران سخت اما شیرین پس ازتولد به سر میبریم.بماند ک دهنم از دست اقا مهدی سرویس شده ..حسادتهاش یه کم ازار دهندس بایدم محل نزارم..شاد باشین دوستت دارم ..خدا حفظش کنه محمد حسین گلم رو ..بوسسسسس

ممو

عکسش که خیلی بامزه شده.قبول باشه ایشالا...

ويدا

اي جانم به پسرمون علي اصغر نگهدارش باشه الهي[قلب]

روزگار سبز من

سلام بانو جان یک مقدار از وبلاگت رو خوندم و متوجه شدم نی نی نازت همسن دختر منه. البته سه هفته بزرگتر. خوشحال میشم از این به یعد بیشتر بخونمت . خوشحالم از اشناییت :) راستی خیلی برام جالب بود که نی نیت روز تولد خودت به دنیا اومد. [قلب]