لذت های کوچیک

برامون فرقی نمی کنه بزرگ باشه یا کوچیک... در هر حال حامد اون قاشق مسی براق رو که مامانم رو جاهازم گذاشته میاره و می افته به جونش... توپ توپک های کوچیک و خوشمزه...

انگار این مدلی خوشمزه تره...

اصلا خود لذت بردنه... یکی از لذت هایی که می شه با لبخند خوردش... نیشخند

بعد ولو شی روی مبل و با چشمهای خمار به تلویزیون نگاه کنی...

/ 46 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رونالی

ایول هندونه....اهورا عشق هندونه است میگه:ایندو فیلم اولی رو دیدم باحاله

مهرگان

اینم ایمیل من / بابا ما که با سر هی می ریم توی دیوار

مهرگان

ادامه مطلب های قبلی ...

ياس شب

نه تو اسپم نبود

فران

سلام بانو [لبخند] من به همراه سرماخوردگی برگشتم [زبان] به یاد شما هم بودم [قلب] راستی به من رمزا نرسید که نوشته هاتو بخونم [ناراحت]

پوری

من هفت دقیقه تا پاییز رو دوس ندااااام!

تنهایی پرهیاهو (مهتاب)

she s the man که خیلی قشنگ بود من تو دوران دبیرستان چند بار دیدمش هفت دقیق تا پاییزو ندیدم ولی دوستام هم میگفتن از آخرش هیچی نفهمیدن

تنهایی پرهیاهو (مهتاب)

بدجور سر کار رفتم گفتم حتما یه چیز وحشتناکه پست شب یلدای منو ببین هنوز که هنوزه چشمم دنبال اون هندونه است