کرایه خونه

زنگ زده می گه بانو با پور... (صاحبخونه) حرف زدم... می گم خوب؟؟؟... سرش شلوغه هنوز هیچی نگفته می گه زنگ می زنم... دل تو دلم نیست... می گم ای بابا... بگو دیگه... می گه می زنگم...

5 دقیقه بعد زنگ می زنه... می گه زنگ زدم... از امشب کارتون میارم باید جمع کنیم!!!... یه دفعه تو دلم خالی می شه... یاد دو بار اسباب کشی قبلی می افتم... ناخوداگاه شونه هام می افته... می گم یعنی چی؟؟؟... مگه چقدر می خواد اضافه کنه؟؟؟... می گه کرایه می خواد بگیره...

می گم حامد جون من راست می گی؟؟؟.... می خنده می گه ترسیدی؟؟؟... می گم نخیر می دونستم جنابعالی اذیت می کنی...

می گم خوب چی شد؟؟؟...

می گه هیچی زنگ زدم می گه آقا حامد من خیلی از شما راضیم... اگه می تونی یه 50 تومن به کرایه اضافه کن... اگر هم نه که با همین کرایه که می دی بشین...

نیشم باز می شه .. می گم واااا راست می گی؟؟؟... می گه اره به خدا... اینقدر هندونه بغل همدیگه گذاشتیم... می گم خوب آخرش چی شد؟؟؟... می گه گفته تهران نیستم اومدم میام برای تمدید قرارداد... منم گفتم با همون 50 تومن اضافه قبول می کنم..

می گم ول کن بابا همون کرایه قبلی رو بدیم... می گه نه پارسال هم از ما از همه کمتر گرفت... دیگه انصاف هم باید داشته باشیم...

می گم خدا رو شکر حالا بازم 50 تومن نسبت به بقیه همسایه ها به چشم نمیاد...

می گه فقط خدا .. وقتی به خدا توکل کنی... همه چی درست می شه...

 

پی . اس: این خونه تنها خونه ای که تو این 4 سال باب میلمون بوده... هم ساکته و آرومه و هم به محل کار حامد نزدیکه... (سر کوچمونه)... و بزرگترین مزیتش اینه که تک واحده و طبقه اول هستیم...

پی . اس: برامون جالبه... از همسایه طبقه سومی 100 تومن بشتر کرایه گرفته...  همسایه طبقه چهارمی هم می خواد 250 تومن به کرایه اضافه کنه... طبقه دومی رو هنوز خبر نداریم.. در هر صورت که با ما حسابی راه اومده... خدا براش بسازه...

پی . اس: خود صاحبخونه تو ساختمون نیست.. و یه جای دیگه مستاجره.. البته بزرگتر...

پی . اس: سمت چپ ... بالای کد وبگذر... یه دکمه گالری تصاویر می بینین... از این به بعد یه سری عکس ها رو اینجا اضافه می کنم... چشمک

/ 56 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان خانوم وبابا بهرام

انشاالله خونه بعدى كه ميريد واسباب كشى ميكنيد مال خودتون باشه [قلب] واسه ماهم دعا كن تا ماهم خونه دار شيم[ناراحت]

ملیحه

خدا رو شكر كه به اسباب كشي نياز نشد چون من ميدونم كه اسباب كشي چقدر سخته چون خودمم بعد از سه سالو نيم از ازدواجم تا حالا 3 بار اسباب كشي كردم و هر بارم صاحب خونه هاي افتضاح. خدا خيلي دوستتون داره. اما خدا رو شكر اين خونه را اسفند دوباره تمديد كرديم ولي با اضافه كردن 5 ميليون رهن بيشتر. بازم شكر

ریحان

خدا را شکر گلی خانوم خوشحال شدم [تایید][ماچ][ماچ]

سولماز

سلام بانو جان انشالله سال دیگه برید خونه ی خودتون [قلب]

مهرگان

امیدوارم زودتر خونه بخرید و از این دلهره رهایی پیدا کنید

کارانا

چه خوبه که صاحبخونه ی به این خوبی دارین حتما از خوبی خودتونه [لبخند] عکس ها هم خیلی زیبان واقعا دستت درد نکنه بانو ی هنرمند[گل]

رز

be khatere khone khoshhalam.. inshala zoodi saheb khone beshin o rahat.. boos banoo joni

خورشید و جمشید

انشالله امسال بری خونه خودت عزیزمممممممممممم[نیشخند] دوستت دارمممممممممم برام دعا کن[لبخند]

سپیده

الهی شکر که خیالت از بابت اسباب کشی راحت شد اون 50 تومان هم فدای سرتون ... ایشاا... یه روز عنوان پستت میشه خرید خونمون ... این گالری عکس ها چه باحاله خوشم اومد ...[نیشخند]