دل می نوازد

فقط ننویس

از روی صندلی پارک که بلند می شیم... چند قدم که از مادرشوهر و خواهرشوهر فاصله می گیریم..

آروم می گه ترو خدا ننویس!!!!....

خنده ام میگیره... می گم آخه چرا؟؟؟....

می گه فقط ننویس... خواهش می کنم ننویس!!!

***

دارم با لپ تاپ یکی از فیلم ها رو می بینم...

روی تخت دراز کشیده... صدای کلیک موس رو که می شنوه...

بلند می گه .. بانو!!!... من ازت خواهش کردم ننویسی!!!!

منم بلند و محکم می گم من هیچی ننوشتم.. خیالت راحت... "ازش چیزی نمی نویسم"...

 

پی . اس: ننوشتنم ربطی به نوشتن تو بلاگ نداره!!...

+ bano ; ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠
comment دلنواز ()