دل می نوازد

مولودی + پی . اس مهم

نمی دونم چرا همش گریه می کرد... گریه اش بند نمی اومد... در حین گریه دست هم می زد... بلند و محکم... چند بار نگاش کردم... اما تو حال خودش بود...

بر می گردم سمت خواهرم... می گم مامان چرا اینقدر گریه می کنه؟؟؟... نگاش می ره سمت مامان... می گه نمی دونم... آخه جایی هم نشسته که تقریبا همه می بینن... می گم سیمش وصل شده... تو حال خودشه... می خندم.. خواهرم هم خنده تلخی می کنه...

نیم ساعت بعد اینبار خواهرمه که صداش درمیاد... میاد آروم کنار گوشم می گه بانو برو به مامان بگو اینجوری گریه نکنه... مثلا مولودیه... بیاد اینجا یه آب به صورتش بزنه...

تردید دارم برم بهش بگم یا نه.. آخه دلم نمیاد... گریه سوزناکی می کنه... اما خوب حضرت زهرا خنده و شادی هم می خواد... می رم آروم در گوشش می گم مامان!!!... با دستاش چشمش رو پاک می کنه... می گم بسه دیگه اینقدر گریه نکن... زشته... اما دوباره گریه اش شدیدتر می شه... بر می گردم... به خواهرم می گم ولش کن بذار خالی شه...

 

پی . اس: اما خوشم اومد هر وقت خانومه گفت کل بکشید... صدای کل کشیدن مامانم از همه بلندتر بود... نیشخند

پی . اس: گاهی تو اوج خنده و شادی... گریه بیشتر می چسبه...

پی . اس: امروز خواهر دومیم مولودی گرفته بود... هر سال می گیره ... اتاق رو تزیین می کنه و حسابی مفصل می شه...

پی . اس: از دوستانی که از v   p    n استفاده می کنن.. می خوام کمکم کنن... چه جوری باید یوزر و پسورد بدم.. سرچ کردم تو نت.. اما چیزی دستگیرم نشد... می شه راهنماییم کنین...

+ bano ; ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
comment دلنواز ()