دل می نوازد

موبایل حامد

دو روز پیش که بیرون بودیم... وقتی برگشتیم خونه... حامد گوشی موبایلش رو که دراورد... با این صحنه مواجه شدیم...

من که یه آن وحشت کردم... گفتم خدایا یعنی چی؟؟؟... به حامد می گم چرا اینجوری شده... می گه خوب بود.. نمی دونم چرا اینجوری شده!!!!...

روشن می شه و کار هم می کنه... اما خوب مثلا نمی شه اس ام اس خوند چون این لکه سیاه که مثل خورشید گرفتگی می مونه رو صفحه است...

حامد هم عاشق این گوشیشه... از ریخت و قیافه اش معلومه چقدر تو دستش بوده...

 

پی . اس: حالا کسی می دونه این چرا اینجوری شده؟؟؟.... سوال

پی . اس: به خاطر یه دوست بسیار گلی ماچ ... رمزی نمی نویسم!!.. شهناز جان صفحه وبلاگم دیگه مثل قبل می شه... نیشخند

پی . اس: فردا اول اردیبهشت سر سالمونه... صاحبخونه نمیاد ببینیم چقدر می خواد بکشه رو رهن خونه.. (خدا کنه اجاره نگیره)... خیالمون راحت بشه...

 

+ bano ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
comment دلنواز ()