دل می نوازد

خواب

بعد از سه ماه زنگ زده... می گه مثل شما بی وفا نیستم... یول

بعد از سلام و احوالپرسی...

می گه دیشب خوابت رو دیدم.. می گم خیر باشه...

می گه البته خواب زن که چپه...

خواب دیدم می گی از حامد جدا شدم.... بهت می گم آخه چرا؟؟؟؟... تو که این همه حامد رو دوست داشتی!!!!!... چقدر از مادرشوهرت تعریف می کردی!!!!!...

بعد می گه اونوقت یه خونه داشتی خوشگل... با کلاس... عالی... خیلی خونت بزرگ و خوب بود...

می گم حتما مهریه ام رو گرفته بودم!!! خنده

 

پی . اس: کلا این دوستم... خیلی به وسایل خونه و خود خونه اهمیت می ده...

پی . اس : مرسی دوستم که زنگ زدی... صدات آخر انرژی بود... ماچ

پی . اس: اشتباه نشه... اون کسی که خواب دیده.. یکی از همکارای قدیمم بوده... نه این دوستم... چشمک

 

 

+ bano ; ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩
comment دلنواز ()